پسر مرتب و منظم من
سلام گل پسرم، نفس مامان زندگی مامان اصلاً همه چیزم ، همه وجودم .......................
امروز امدم ازت تعریف کنم که چقدر مرتب و منظمی تا همه کیف کنن و من بهت افتخار
مامان جان وقتی که من میام خونه و می خوام لباسم و عوض کنم اگه لباسم و بزارم رو تخت یا زمین تا ببرم بریزم تو ماشین لباسشویی سریع ورش می داری می دی دستم که یا تنم کنم یا بزارمش رو چوب لباسی به هر حال نباید رو زمین یا تخت باشه باید جمع جور بشه
خدا نکنه لباس بشورم و بزارم رو رخت آویز از پشت سر من دونه دونه لباسرو میاری که مثلاً من تا کنم و بزارم سر جاش !!!
وقتی بازیت با اسباب بازیات تموم می شه و بهت می گم حالا ببر بزار سر جاش دونه دونه می گیری دستت و می بری مزاری تو اتاقت بعضی وقتها دقیقاً می زاری سر جاش ولی وقتی حوصله نداری یا فقط پرت می کنی تو اتاقت یا می زاری رو تخت !!!
یه روز می خواستم جارو برقی بکشم دیدم جورابات رو زمینه بهت گفتم عزیزم جوراباتو ببر تو اتاقت امدی برداشتیشون بردی تو اتاقت من بعد از چند روز به طور اتفاقی دیدم بردی جورابتو تو فاصله بین تختت و کشوی تخت جاسازش کردی مردم از خنده !!!
دیشب هم که ورداشته بودی کنترلها برده بودی رو تخت زیر بالشها جاساز کرده بودی اونم خیلی باحال بود
دوست دارم این کاراتو پسر گلم


پسر مرتب و منظم من
